گفت و گوي ماه و نابينا...
نابينا گفت:دوستت دارم.
ماه گفت:تو كه منو نمي بيني چطوري دوسم داري؟
نابينا گفت:اگه مي ديدمت عاشق زيباييت ميشدم اما
الان كه نميبينمت عاشق خودت هستم.

روزايي كه بارون مياد هر چندتا دونه بارون كه تونستي جمع كني
دوسم داري.هر چند تا كه نتونستي جمع كني دوست دارم...

كنار آشيانه تو آشيانه ميكنم
فضاي آشيانه را پر از ترانه ميكنم
كسي سوال ميكند بخاطر چه زنده ايي؟
و من براي زندگي تو را بهانه ميكنم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت11:14 توسط مهرداد



